برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
امشب وقتی از محمود و محراب جدا شدم واقعا باور کردم که چهار سالِ کارشناسی تمام شد!
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
غم سراپای وجودم را گرفته. در قبض شدیدی به سر میبرم. برایش توضیحی ندارم. سر آن هم ندارم تا شروع به شمردن غصههایم کنم. سر آن هم ندارم تا از آنها حرف بزنم. تا چیزی را روشن کنم. غمگینم. همین. دلتنگی و قبض در تمام رگهایم جاریست. میدانم که اگر حسد نیرومندترین حس انسانیست، حسی که میتواند اراده را در تمامیت خود برانگیزد، غم واقعیترین و انسانیترین حالت انسان است.
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: رویا ابراهیمی